اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا
صفحه اصلی > دفتر امور مشاوره > سبک زندگی اسلامی > سبک زندگی اسلامی > ایثار در فرهنگ دینی  

ایثار در فرهنگ دینی  

بالاترین نماد و قهرمان ملی هر کشور، کسی است که جان خود را برای کسب یا حفظ استقلال فدا کرده است. زمانی که یک جامعه در خطر قرار می گیرد، بسیاری از افراد به دنبال راهی برای حفظ جان، مال و خانواده خود از گزند دشمن هستند ، حتی بعضی در مسیر اشغال به دشمن کمک هم می کنند و از فرصت پیش آمده برای کسب منافع شخصی نهایت بهره را می برند. اما در همین جامعه کسانی هم وجود دارند که همه توان خود را صرف شکست دشمن و ایجاد امنیت برای هموطنان خود می کنند.

درست همان هنگام که برخی آدمیان خودخواه و سودجو همه چیز را برای خود می خواهند و تنها برای خود، حق حیات قائلند و از گرسنگی، تهی دستی و به خطر افتادن سلامت و زندگی دیگران باکی ندارند، انسان هایی نیز هستند که حاضرند خود  گرسنه باشند و دیگران سیر، آنها در تنگنا و دشواری باشند و دیگران در آسایش و راحتی. اینان  ایثارگرانی هستند که برای سلامت و خوشبختی دیگران، از سلامت و جان خویش مایه می گذارند، حتی اگر سلامت و حیاتشان آسیب ببیند [۱].

    این افراد که در این مقاله به آن ها ایثارگر می گوییم چه ویژگیهایی دارند؟ چه شاخص هایی را    می توان به عنوان ایثار مد نظر قرار داد؟ آیا کسانی را که توانایی گرفتن حق خود را ندارند و به همین دلیل هم از  حقشان می گذرند(جرات مند نیستند)  می توان ایثارگر به حساب آورد؟

انسان به بسیاری از امور به دلیل سودمندی آن ها گرایش دارد. یکی از دلایل گرایش انسان به منفعت ، همان ” خود خواهی[۱] ” است ، یعنی انسان به چیزی گرایش پیدا می‏کند برای اینکه از آن‏ برای ادامه و بقای حیاتش استفاده کند [۱].

به طور کلی گرایشها ی فضیلتی، دو نوع است ، بعضی‏ فردی و بعضی اجتماعی است.
“فضیلت های  فردی ” مثل گرایش به نظم و انضباط ، گرایش به تسلط بر نفس، آنچه که ما ” مالکیت نفس ” می‏نامیم، بر خود مسلط بودن و بسیاری دیگر از مفاهیم اخلاق فردی، حتی شجاعت به معنی‏ قوت قلب نه زور بازو و” فضیلت های  اجتماعی ” مانند گرایش به تعاون، کمک دیگران‏ بودن، با یکدیگر یک کار اجتماعی کردن، گرایش به احسان و نیکوکاری، گرایش به فداکاری ( که با منطق منفعت جور در نمی‏آید زیرا فداکاری‏ یعنی فدا کردن خود، حتی جان خود) [۱].

ایثار یک فضیلت است[۲] و در اخلاق اسلامی به معنای گذشت از خود به نفع دیگران است و اینکه درباره چیزهایی که خود به آن نیازمندیم، دیگران را بر خود ترجیح دهیم[۳].

 اگر بخشی از مال خود را به دیگران بدهیم و برای خود هم نگه داریم، انفاق کرده ایم، ولی « ایثار» این است که مال خود را تماما به دیگری ببخشیم، در حالی که خود به آن نیاز داریم. نیکی را در نخواهید یافت تا آنگاه که از آنچه دوست می دارید انفاق کنید، و هر چه انفاق می کنید خدا بدان آگاه است[۲].

 اعتقادات و باورها از مهمترین عوامل مؤثر در ایجاد رفتارهای ایثارگرایانه است[۴]. از طرف دیگر در فرایند تشکیل هویت نیز مشاهده می‌شود که باورها و اعتقادات نقش اساسی ایفا می‌نمایند. در تعریف هویت اینگونه بیان می‌شود که هویت مفهوم سازمان یافته‌ای از خود است و از ارزشها، باورها و اهدافی که فرد بدان پایبند است، تشکیل شده است[۴]. همچنین مارسیا[۳] [۵] هویت را به عنوان نوعی خود درونی شده و سازمان یافته می‌داند که مشتمل بر نظام باورها، آرزوها، ارزشها، عقاید و تجارب است. براین اساس می‌توان استنباط نمود که هویت بر رفتار ایثارگرایانه تأثیرمی‌گذارد. در حقیقت هویت به عنوان یکی از عوامل تعیین کنندة رفتارهای اخلاقی و نوعدوستانه بشمار می‌آید. مونرو[۴] (۲۰۰۴) بیان می‌کند انسانهایی که خود را متعهد به اصول اخلاقی معین می‌دانند و برای همة افراد به عنوان اعضاء جامعة انسانی احترام قائلند، کمک به انسانهای دیگر را یکی از انتخابهای طبیعی و بدیهی خود تلقی می‌کنند. به اعتقاد مورنو باورهای زیر- بنایی رفتارهای ایثارگرایانه و نوعدوستانه انعکاسی از هویت است، هویتی که در قالب فداکردن زندگی خود برای دیگران تعریف می‌شود[۶]. ویچاردت[۵] (۲۰۰۶) نیز بر این باور است که رفتار ایثارگرایانه یک صفت رفتاری کلی نیست بلکه دارای یک جنبه انتخابی است و معطوف به گروهی است که فرد با آنها همانند- سازی کرده است [۷].

ایثار از آن مفاهیمی است که ابعاد گسترده ای را در بر می گیرد. این خصیصه والای انسانی درهمه بخش- های زندگی انسان حضور و بروز دارد. در ابعاد فردی و اجتماعی و بخشهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی و… نمونه های آن را فراوان می توان یافت. واژه ی ایثار مصدر باب افعال از ریشه ی اثر به معنی “برگزیدن و برتری دادن” است. درزبان عرب اَلاُثرَة و المأثرة به معنای کرامت وفضیلت است وبه همین جهت عرب از مکارم خود به فارسی مآثر یاد می کند و درادبیات فارسی مفهوم “ایثار” با همین واژه بیان شده است. ایـثـار در لغـت، به معناى برگزیدن، غرض دیگران را بر غرض خویش مقدّم داشتن و مانند آن اسـت[۲]. به عبارتی به معنای از خود گذشتگی و ترجیح و برتری دادن به آنچه مطلوب دیگران است، ایثار در اصطلاح عبارت است از: بخشش مال به کسى، با وجود احتیاج به آن[۳].
معروفترین آیه قرآن کریم در باب ایثار درساختار فعل مضارع جمع مذکر غایب در باره ی انصار آمده است. آنجا که انصاردرعین نیازواستحقاق، اموالشان رابه مهاجران می بخشند. آنها را بر خود مقدم می دارند در حالی که خود بدان محتاج بودند، و کسانی که (برای آسایش دیگران) به نفس خود سخت‌گیری کنند از رستگارانند .

یک مورد قرآنی در زمینه ایثار مالی به عنوان شاهد بسنده می گردد. در آیه بقره /۲۶۱ می خوانیم:

مثل آنان که مالشان را در راه خدا انفاق کنند بمانند دانه ایست که از یک دانه هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد(که یکدانه هفتصد بشود) و خدا از این مقدار نیز بر هر که خواهد بیفزاید چه خدا را رحمت بی منتهاست و خدا به همه چیز احاطه کامل دارد .

بعضی از معانی ایثار، در امور مالى با مقدم داشتن خواسته دیگران در مسائل دنیوی صدق مى کـنـد، ولى آنـچـه در حیطه امـور دینی و اعتقادی و دفاع از ارزشها مـطـرح اسـت چـیـزى بـیـش از ایـنـهـاسـت و در این مجال، مفاهیمی نظیر گـذشـت از جـان، مال، مقام، شخصیت، آبرو و نظایر آن برای هدفی مقدس را شامل مى شود. بدین معنا که یک انسان با اعتقاد، در راه اعتلاى اسـلام و پـایـدارى در راه اقامه شعایر دینى و دفاع از ارزشهای مقدس و برافراشتن پرچم توحید، با تمام امکانات مادی و معنوی خود تلاش کرده، و حتی از بذل جان و مال خویش در راه حفظ و حراست از هدف مقدّس و متکامل خود، دریغ نورزد. گفتمان ایثار و شهادت بر مدار این اعتقاد دور می زند که ” خود ” آنجا نادیده گرفته شده و در راه خدا فانی می گردد. از این رو این آمادگی را می طلبد که فرد از همه شئون، وجود و حیثیت خود بگذرد. نمونه هایی از روحیه ایثار و شهادت، ممکن است به صورت مقطعی و ناپایدار در هر جامعه ای پدیدار شود اما نوع و رتبه آن بر اساس مبانی فکری و اعتقادی و جهان بینی و ایدئولوژی هر جامعه متفاوت است ایثار و شهادت حقیقی را تنها در مکاتب الهی و توحیدی می توان یافت[۴].

دراصطلاح اخلاق، ایثار جلوه ای از سخا می باشد. مراد از سخا آن است که انسان ازآنچه خود بدان نیاز دارد، جوانمردانه درگذرد و آن را به دیگری که بدان نیاز دارد ببخشد و این گذشتن و بخشیدن که همانا دیگری را برخود برگزیدن است ملکه نفس آدمی می گردد [۸] ایثار و دگر دوستی عملی است که فرد از آرامش و آسایش خود می کاهد تا رفاه و آرامش دیگران را افزایش دهد و در ازای این ازخود گذشتگی انتظار قدردانی ندارد [۹].
ایثار زمانی مفهوم پیدا می کند که انسان از آنچه که خود نیازمند آن است، گذشت کند و به دیگری ببخشد و از حق خود گذشت نماید تا دیگران درآسایش باشند و راحتی خود را نادیده بگیرد. ایثار به معنی عطاکردن و دیگران را برخود ترجیح دادن است و دراصطلاح این است که انسان از آنچه خود بدان نیاز دارد جوانمردانه بگذرد وآن را به دیگری که بدان نیازمند است، ببخشد یعنی خود را ندیدن و به حساب نیاوردن [۱۰]

بطورخلاصه می توان در یک کلام گفت که ایثارگران کسانی هستند که بیشترین منفعت وسود دهی را داشته باشند وخود ازکمترین امکانات بهره مند باشند چون جهت رضای خداوند عمل می کنند، بنابر این انتظاری ازدیگران ندارند. این مفهوم در اصطلاح به معناى مقدم شمردن دیگرى بر خود در کسب سود و منفعتى یا پرهیز از ضرر و زیانى است که نهایت برادرى و دوستى بین دو نفر را نشان مى‌دهد. نقطه مقابل این خصلت انسانى را بخل دانسته‌اند که به معناى پرهیز از رساندن هرگونه سودى به دیگران است، گرچه مساوات به معناى قرار دادن خویش در مرتبه‌اى همسان دیگران نیز مفهومى مقابل بخل به شمار مى‌رود که البته در مقایسه با ایثار در رتبه‌اى پایین‌تر قرار داشته و در نقطه وسط میان بخل و ایثار قرار دارد[۱۱].

ایثار بعنوان نوعی رفتار نوع دوستانه دارای دو بعد وابستگی عاطفی عام وتعهد عام است. وابستگی عاطفی عام، اشاره به هویت جمعی و انسانیت انسان دارد و اگر این میل در نظام شخصیتی فرد رشد کند، آن گاه او همه انسانها را از خود می داند و درقبال همه احساس تعهد و تکلیف می کند و همه افراد در تعریف او از دوستی، جای می گیرند. تعهد عام، نوعی تعهد با گسترش دامنه شمول است که براساس آن فرد در کار خود نسبت به همه اعضای اجتماع احساس مسئولیت می کند[۱۲].

رسول گرامی اسلام(ص) می فرماید: آن که خواسته ای از خواسته های گوارا برایش فراهم آید، اما دیگری را در آن بر خود مقدّم بدارد ، به آمرزش خدا می رسد [۱۳].

ایثار و نوع دوستی به مثابه مفهومی اخلاقی از دیر باز مورد توجه مصلحان، پیامبران، عالمان دین، فلاسفه و جامعه شناسان بوده است. درمکتب اسلام ایثار دارای دامنه گسترده ای است که ازگذشتن از نفسانیت خویش در پیشگاه خداوند تا جنبه های توحیدی وسیاسی را در بر می گیرد دراسلام ایثار نه تنها بستری جهت طی طریق و نیل به درجات عالی برای انسان فراهم می سازد، بلکه زمینه ساز دفاع از آرمانهای متعالی اسلام درفرد و جامعه است [۱۳].
مفهوم ایثار در اسلام

واژه ایثار در قرآن نیامده اما با معانی مشابه آن از همین باب، ۳ بار در قرآن به‌کار رفته است. (حشر/۹؛ نازعات/۳۸؛ اعلى/۱۶) ایثار در آیه نخست در مورد انصار که مهاجران را در نیازمندیها بر خود مقدم مى‌شمرند و در آیات سوم و چهارم درباره مذمت ترجیح دنیا بر آخرت آمده است. کاربردهاى گوناگون این واژه نشان مى‌دهد که چنین اصطلاحى در عصر نزول شکل نگرفته بود و در قرآن تنها معناى لغوى آن به‌کار رفته، گرچه در آیه ۹ حشر معناى لغوى مطابق با معناى اصطلاحى آمده است، ازاین‌رو براى بررسى موضوع ایثار در قرآن، باید به جستجوى کلید واژه‌هاى دیگرى باشیم که به نوعى در ارتباط معنایى با این اصطلاح است. در این بررسى به مفاهیمى همچون: بِرّ (بقره/۱۷۷؛ آل‌عمران/۹۲)، احسان (بقره/۸۳)، اِطعام (انسان ۸ و ۹)، انفاق (آل عمران/۹۲) یا عناوینى نظیر فروش جان و مال به خداوند (توبه/۱۱۱) و در نقطه مقابل به مفاهیم بخل (آل عمران/۱۸۰)، شحّ (تغابن/‌۱۶و حشر/۹) یا عناوینى نظیر مقدّم داشتن خود بر پیامبر (توبه/۱۲۰) برمى‌خوریم.

به فرموده قرآن ایثارگران دیگران را بر خود مقدم می دانند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند، کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده اند رستگارانند و .

در آیه ۸ سوره حشر نیز خداوند از مهاجران یاد مى‌کند که براى یارى خداوند و پیامبرش از ثروت و وطن خویش چشم پوشیده، در پى فضل الهى هجرت گزیدند : همنشینى این دو گروه با تکیه بر وجود خصلت مشترکى میانشان ما را به عنصر اساسى مفهوم ایثار رهنمون مى‌سازد. این دو گروه هر دو با گذر از خویشتن به آرمانى والاتر اندیشیده، در مسیر آن از هیچ گذشتى دریغ نکردند. با مبنا قرار دادن این زیر شاخص معنایى به آیات دیگرى دست مى‌یابیم که از جانبازى مؤمنان در راه دین جدید یاد مى‌کند. در نمونه‌اى از این آیات از ایثار جانى با وصف تجارتى با خداوند که بهاى آن کسب رضایت الهى است یاد شده است . این آیه در روایات متعددى از شیعه و سنى به رخداد مهاجرت پیامبر از مکه در شب موسوم به لیلة المبیت مربوط دانسته شده است[۱۴]. در این شب امیر مؤمنان، على(علیه السلام)براى حفظ جان پیامبر در بستر وى خوابید و آن حضرت شبانه مکه را ترک گفت و بدین ترتیب خطر مرگ را براى یارى دین جدید به جان خرید.

در آیه دیگرى خداوند از وجود تجارتى همیشگى بین خداوند و مؤمنان پرده برمى‌دارد که در آن مؤمنان جان و مال خویش را به طور کامل در اختیار خداوند قرار داده، در برابر، بهشت برین را نصیب خویش مى‌سازند . در نقطه مقابل، بخل مالى و جانى برخى صحرانشینان عرب مذمت شده است[۱۵]. آنان واجبات مالى مانند زکات را در آیین جدید نوعى باجگیرى تلقى کرده، در اداى آن کوتاهى مى‌کردند . رابطه تقابل میان این دو گروه از اعراب نشان مى‌دهد که درونى نشدن انفاق در قالب صفت ایثار، از نبود ایمان واقعى به خداوند و جهان آخرت پرده برمى‌دارد. در آیه دیگرى از همین سوره این حقّ از مؤمنان سلب شده که به هنگام تخیر بین خواسته خویش و اهداف آیین جدید از دستورات پیامبر سر باز زده، به ارضاى خواسته خویش همت گمارند . در ادامه آیه در مقام توجیه سلب این حقّ چنین آمده که هرگونه از خودگذشتگى در راه خدا کارى نیک به شمار مى‌رود که بدون تردید نزد خداوند بى‌پاداش نخواهد ماند، بلکه پاداش والاتر از آن را در پى خواهد داشت [۱۶].

در نگاهى دیگر به مفهوم ایثار به برخى شروط و ضوابط اخلاقى در رفتارهاى ایثارگرانه سفارش شده که مهم‌ترین آنها در تناسب با محور معنایى این مفهوم، پرهیز از منّت گذارى و بیان سخنان آزار دهنده یا ابراز برخى درخواستهاى متقابل است . درهمین راستا در سوره دهر به الگویى عملى از ایثار خالصانه برمى‌خوریم که بنابر روایات متعدد شیعه[۱۴]و سنى[۱۷] شأن نزول آن مربوط به از خودگذشتگى امیرمؤمنان، على(علیه السلام)و همسرش فاطمه و دو فرزندشان حسن و حسین(علیهم السلام)در انفاق تنها خوراک شب خود به نیازمندان در سه شب متوالى است . در آیات دیگر در ادامه این نگاه اخلاقى از آفت ریا و خودنمایى به هنگام انجام دادن کارهاى نیک اجتماعى یاد شده که باز با مفهوم از خودگذشتگى در نقش محور معنایى ایثار در تضاد است . در اینجا نیز اخلاص پشتوانه اصلى رفتارهاى نیک دانسته شده که بدون آن هر رفتار نیکى بى‌فایده بوده، از نبود ایمان واقعى به خدا و جهان آخرت پرده برمى‌دارد، بنابراین صفت اخلاص در نقش نقطه مقابل ریا، رابطه همنشینى با ایثار یافته، مفهوم از خودگذشتگى بدون اخلاص قابل تصور نخواهد بود. اهمیت این موضوع آنگاه بیشتر آشکار خواهد شد که به وجود اخلاق فخرفروشى و خودنمایى با تظاهر به صفات نیک اخلاقى در جامعه عرب قبل از اسلام پى ببریم[۱۶] در همین راستا خداوند از زیاده روى در رفتارهاى سخاوتمندانه و فراموش کردن واقعیات زندگى روزمره پرهیز داده، به ضرورت ملاحظه مصالح معیشتى توجه مى‌دهد . و در آیه‌اى دیگر به پیامبر سفارش مى‌شود که نه دست خویش را از شدت بخل به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره هرچه دارى یکجا از دست بده که آنگاه به حال ملامت و حسرت قرارگیرى .
درفرهنگ اسلامی درتمام زوایای جامعه مسلمانان ایثار و ازخودگذشتگی درمقابل دیگران بقدری فراوان رایج است که می توان گفت: ایثار تار و پود اصلی جامعه اسلامی را تشکیل می دهد. بنابراین در دین اسلام ایثار عملی خدا محور ودر جهت رضایت و قرب حق تعالی است، بطوریکه خداوند در قرآن می فرماید:

آنچه را انفاق و ایثارمی کنید وسیله ای برای تقرب درنزد خدا ودعای پیامبرقرارمی دهید .

نکته قابل ذکر در این مفهوم داشتن قصد و نیت است که باید فی سبیل الله باشد و برای خدا صورت گیرد. چون اگر در مقابل انگیزه یا هدف خاصی غیر ازخداوند صورت گیرد ایثارنمی باشد، بنابراین قصد ونیت یکی ازمهمترین عناصر ایثار است.

مفهوم ایثار بر اثر وجود پاره‌اى صفات اخلاقىِ مرتبط با آن مانند بخشش و مهمان‌نوازى و گذشت در نظام اخلاقى عرب قبل از اسلام براى مردم شبه جزیره عرب مفهومى شناخته شده بود[۱۵]. آیات قرآن با امضاى این رفتار نیک آن را در خدمت اهداف دین جدید قرار داده و گاه با ایجاد تغییراتى به اصلاح و تکمیل آن پرداخته است.
در تاریخ اسلام، پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) و اصحابش از مکه به مدینه، مردم مدینه که در اصطلاح تاریخ اسلام به انصار معروف شدند، از مهاجران مسلمان استقبال کرده و با جان و مال به حمایت از آنان برخاستند.
پنج سال بعد زمانی که یهودیان بنی نضیر تسلیم مسلمانان شدند پیامبر اکرم(ص) خطاب به انصار فرمود: «اگر شما مایل باشید اموال و خانه هایتان را با مهاجران تقسیم کنید و دراین غنایم جنگی با آنها شریک شوید و اگر می خواهید اموال و خانه هایتان از آن خودتان باشد ولی از این غنایم چیزی به شما نرسد.» انصار در پاسخ گفتند: هم اموال و خانه هایمان را با آنها تقسیم می کنیم و هم چشمداشتی به غنایم جنگی نداریم. ما، مهاجران را بر خود مقدم می داریم[۱۶].

این ایثار و فداکاری انصار موجب شد که آیه ۹ سوره حشر در شان و مقام ایشان نازل شود :[۱۸] (انصار، دیگران را) بر خودشان مقدم می دارند اگرچه خود دچار تنگدستی باشند. در این آیه شریفه انصار به سبب برخورداری از روحیه ایثارگری و ترجیح دادن مهاجران بر خودشان در شرایطی که خود محتاج و نیازمند بودند؛ به عنوان نمونه ای از مومنان راستین مورد تقدیر قرار گرفته اند. امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه با اشاره به صفات و ویژگی های مومنان، ایثار را یکی از نشانه های مومن می داند که خداوند ایشان را به آن وصف نموده است[۱۹].

در آیه ۳۰ سوره فصلت خداوند متعال به یکتاپرستان پایدار بر توحید بشارت به بهشتی می دهد که در روز واپسین استقامت ورزان در مسیر حق از نعمت های آن بهره مند خواهند شد.

کسانی که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگی کردند فرشتگان (هنگام مرگ) بر آنان نازل می- شوند (و می گویند) نترسید و غم مخورید و بشارت باد شما را به آن بهشتی که به شما وعده داده می- شد .

اینکه خداوند متعال توحید را در کنار استقامت و پایداری قرار داد، حاکی از ارزش بالای پایداری و مقاومت در مسیر حق است[۲۰].

فداکاری، گذشت، مهرورزی، دوستی، محبت، بخشش مال و….. مصادیق بارزی از ایثار هستند؛ اما والاترین مراتب رفتار ایثارگرانه را می توان درعرصه ی جهاد در راه خدا مشاهده کرد که با نوشیدن شربت شهادت یا جانبازی و اسارت در چنگال دشمنان توأم است . این گونه ایثارگری ها از چنان قداست و عظمتی برخوردار هستند که سایر شکلهای ایثار در مقابل آنها ناچیز وکوچک به حساب می آیند[۲۱].

عفو و گذشت: عفو در لغت به معنای در گذشتن از خطای کسی و انصراف از عقوبت یا انتقام از اوست [۲۲] در فرهنگ دینی، عفو و گذشت در موقعیت ارتکاب خطا و ظلم دیگری در حق فرد مؤمن مطرح و حق مقابله به مثل نیز به او داده می شود ولی آنچه پسندیده است، بخشش هنگام قدرت در انتقام گیری است. فرد مؤمن، کسی است که با چشم پوشی از خطاهای برادر و خواهر مؤمن خود و حتی ظلمی که در حق او روا داشته شده، چنانچه فرد ظالم یا خطاکار به اشتباه خود واقف و معترف است، با اینکه قدرت مقابله به مثل دارد و می تواند او را به سزای کار زشت خود برساند، از اودر گذرد و به این ترتیب بزرگواری و عزت را در این دنیا و مغفرت الهی را در آخرت نصیب خود سازد.
امیرمومنان علی(ع) در روایتی ایثار را بهترین کرامت اخلاقی برای انسان ها دانسته است (خیرالمکارم الایثار) و در روایت دیگر از آن با عنوان بالاترین نیکی ها یاد نموده است (الایثار اشرف الاحسان) [۲۳]

برای این که در باره مفهوم والایی همچون ایثار سخن بگوییم، نیاز به نمونه ای عملی داریم. این نمونه عملی همان انسان کامل است.

در نگرش انسان کامل،مرگ فنا و نابودی نیست، بلکه انتقال به نشئه ای کامل تر است که با دریافت کامل حقیقت آدمی توسط ملک الموت و ورود به آن نشئه، تحقق می پذیرد. قرآن کریم یکی از ویژگی های اولیای الهی را اشتیاق به مرگ معرفی کرده است: بگو ای یهودیان ، اگر می پندارید که شما به حقیقت دوستداران خدا و از اولیاء الله هستید، نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید، اگرراست می گویید انسان کامل مرگ را مانند پلی می داند به سوی وصال؛ از این روی، نه تنها نسبت به آن کراهت و ترسی ندارد، بلکه مشتاقانه انتظار آن را می کشد. علی (ع) در خطبه ۵ نهج البلاغه می فرماید؛ به خدا قسم برای پسر ابوطالب انس با مرگ همجون انس کودک به سینه مادر است . و به فرموده قرآن «مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند بلکه زنده اند و نزد خدایشان روزی دارند ………..»[۲۴]

بنابراین، انسان کامل هیچ گونه ترس و دلهره ای از مرگ ندارد؛ زیرا همان گونه که هنگام حضور او در دنیا بر حقیقت مرگ و عوالم بعد از آن آگاهی و حتی در آن حضور دارد، پس انتقال جسم عنصری وی به عالم دیگر نیز حیات دارد و از همه امور عالم آگاه است.

امام علی (ع) نوع نگرش اولیای الهی به دنیا را این گونه بیان می کند :

اولیای الهی –انسان های کامل- آنانند که چون مردم به ظاهر دنیا می نگرند، آنان به باطن دنیا نظر می کنند و در آن هنگام که مردمان به امروزشان می پردازند، آن ها به پایان روزگار خویش مشغولند. پس از دنیا میمیرانند آنچه را که می ترسند ایشان را بمیراند و از دنیا آنچه را می دانند آن ها را رها خواهد کرد، رها می کنند. آنان بهره وری فراوان دنیا را بسیار کم و برخورداری آنان را از دست دادن می بینند[۲۵].

ایثار در باور دین اسلام یک فضیلت محسوب می شود. ایثارگران کسانی هستند که مراتبی را طی کرده و به درجه ای از کمال رسیده اند که می توانند از خود بگذرند و به کمال نهایی برسند[۲۵].

هر کس در برابر معبود خود، خاضع است؛ پس دنیاگرایان در برابر دنیا و هرکس که بهره ای از دنیا دارد، خضوع و خشوع دارند و آخرت گرایان مومن که شدیدترین محبت آن ها برای خداست، در برابر او و کسانی که به او ایمان دارند، متواضع اند. این واقعیت را، هم از کلام علی علیه السلام که درباره دنیاگرایان بیان شده، می توان به دست آورد و هم از آیه شریفه که می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، به خدا زیانی نمی رساند؛ خداوند گروهی را می آورد که آن ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند. آن ها در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای هراس ندارند .

آن ها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، (از عشق مشرکان به معبودهایشان ) شدیدتر است . این عشق شدید باعث می شود که مومن آخرت گرا بتواند در راه خدا از تمام اموال خود بگذرد و هستی خود را نثار محبوب کند. آن ها با انفاق مال، به دنبال تجارتی هستند که زیانی در آن نخواهد بود. به یقین کسانی که کتاب خدا را همواره تلاوت می کنند و نماز را به پا داشته و از آنچه به آن ها روزی کرده ایم، نهان و آشکار انفاق نمودند، تجارتی را امید دارند که هرگز کساد و زیان ندارد . مومنان آخرت گرا در همه حال، به یاد خدایند. آن کسانی که خدا را در همه حال، ایستاده و نشسته و به پهلو تکیه داده، یاد می کنند و در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین به تفکر و تفحص می پردازند ( و می گویند: ) پروردگارا، این ها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو. ما را از عذاب، محفوظ بدار

حضرت علی(ع) د ر خطبه ۱۶۰ نهج البلاغه پیامبران الهی را به عنوان الگوهای ساده زیستی این گونه معرفی می کند؛ “برای تو کافی است که راه و رسم زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را اطاعت نمایی تا راهنمایی خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و رسوایی ها و زشتی های آن باشد؛ چه اینکه دنیا از هر سو بر پیامبر صلی الله علیه و آله بازداشته و برای غیر او گسترانده شد. از پستان دنیا شیر نخورد و از زیورهای آن فاصله گرفت. اگر می خواهی ، دومی را، موسی علیه السلام و زندگی او را تعریف کنم؛ آنجا که می گوید:” پروردگارا! هرچه به من از نیکی عطا کنی نیازمندم”. به خدا سوگند، موسی علیه السلام جز قرص نانی که گرسنگی را برطرف سازد، چیز دیگری نخواست؛ زیرا موسی از سبزیجات زمین می خورد؛ تا آنجا که بر اثر لاغری و آب شدن گوشت بدن، سبزی گیاه از پشت پرده شکم او آشکار بود. و اگر می خواهی، سومی را، حضرت داوود علیه السلام، صاحب نی های نوازنده – و خواننده بهشتیان را الگوی خویش سازی که با هنر دستان خود ، از لیف خرما زنبیل می بافت و از هم نشینان خود می پرسید: چه کسی از شما این زنبیل را می فروشد؟ و با بهای آن، به خوردن نان جوی قناعت می کرد. و اگر می خواهی، از عیسی بن مریم علیه السلام بگویم، که سنگ را بالش خود قرار می داد؛ لباس پشمی خشن به تن می کرد و نان خشک می خورد. نان خورش او گرسنگی، و چراغش در شب ماه و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمین بود. میوه و گل او سبزیجاتی بود که زمین برای چهارپایان می رویاند. زنی نداشت که او را فریفته خود سازد. فرزندی نداشت تا او را غمگین سازد. مالی نداشت تا او را سرگرم کند و آز و طمعی نداشت تا او را خوار و ذلیل نماید. مرکب سواری او دو پایش، و خدمتگزار وی دستهایش بود”[۲۴]
حضرت علی علیه السلام ساده زیستی، بی رغبتی و زهد، پرهیز از تجملات و بی تکلفی را از ویژگی های برجسته آن برگزیدگان معرفی می کند و آن ها را الگوی بسیار خوبی برای پیروی نیکان بر می شمارد. سپس به برخی از ویژگی های رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خود آن بزرگوار پرداخته و می- فرماید: ” پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند و به دنیا با گوشه چشم نگریست. دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته تر و شکمش از همه خالی تر بود. دنیا را به او نشان دادند اما او نپذیرفت و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد، آن را دشمن داشت و چیزی را که خدا خوار شمرده، آن را خوار انگاشت، و چیزی را که خدا کوچک شمرده، کوچک و ناچیز دانست. اگر در ما نباشد جز آنکه، آنچه را خدا و پیامبرش دشمن می دارند، دوست بداریم یا آنچه را خدا و پیامبرش کوچک شمارند، بزرگ بداریم، برای نشان دادن دشمنی ما با خدا و سرپیچی از فرمان های او کافی بود. و همانا پیامبر – که درود خدا بر او باد – بر روی زمین می نشست و غذا می خورد، و چون برده، ساده می نشست، و با دست خود، کفش خود را وصله می زد، و جامه خود را با دست خود می دوخت، و بر الاغ برهنه می- نشست و دیگری را پشت سر خویش سوار می کرد. پرده ای بر در خانه او آویخته بود که نقش ها و تصاویر در آن بود. به یکی از همسرانش فرمود، این پرده را از برابر چشمان من دور کن که هرگاه نگاهم به آن می افتد ، به یاد دنیا و زینت های آن می افتم. پیامبر صلی الله علیه و آله با دل از دنیا روی گرداند و یادش را از جان خود ریشه کن کرد و همواره دوست داشت تا جاذبه های دنیا از دیدگانش پنهان ماند و از آن لباس زیبایی تهیه نکند و آن را قرارگاه دائمی خود نداند و امید ماندن در دنیا نداشته باشد؛ پس یاد دنیا را از جان خویش بیرون کرد و دل از دنیا برکند و چشم از دنیا پوشاند و چنین است کسی که چیزی را دشمن دارد؛ خوش ندارد به آن بنگرد یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود. در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای تو نشانه هایی است که تو را به زشتی ها و عیب های دنیا راهنمایی کند؛زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله با نزدیکان خود گرسنه به سر می برد و با آنکه مقام و منزلت بزرگی داشت، زینت های دنیا از دیده او دور ماند. پس تفکر کننده ای باید با عقل خویش به درستی اندیشه کند که آیا خدا،محمد صلی الله علیه و آله را به داشتن این صفت ها اکرام فرمود یا او را خوار کرد؟ اگر بگوید: خوار کرد، دروغ گفته و بهتانی بزرگ زده است و اگر بگوید: او را اکرام کرد، پس بداند، خدا کسی را خوار شمرد که دنیا را برای او گستراند و از نزدیک ترین مردم به خودش دور نگه داشت. پس پیروی کننده باید از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کند، و به دنبال او راه رود، و قدم بر جای قدم او بگذارد، وگرنه از هلاکت ایمن نمی باشد، که همانا خداوند، محمد صلی الله علیه و آله را نشانه قیامت، و مژده دهنده بهشت، و ترساننده از کیفر جهنم قرار داد. او با شکمی گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد و کاخ های مجلل نساخت( سنگی بر سنگی نگذاشت) تا جهان را ترک گفت و دعوت پروردگارش را پذیرفت. به خدا سوگند، آن قدر این پیراهن پشمین را وصله زدم که از پینه کننده آن شرمسارم. یکی به من گفت:” آیا آن را دور نمی افکنی؟”، گفتم: از من دور شو؛ صبحگاهان ، رهروان شب ستایش می شوند”[۲۴].

خداباوران به خدا و زندگی پس از مرگ یقین دارند و فانی بودن زندگی دنیا را قطعی می دانند، در نتیجه، با جان و دل فرمان های الهی را می پذیرند؛ در برابر آن ها تسلیم اند و هرکس را که به احکام الهی پایبند باشد، تحسین و تمجید می کنند. تسلیم آخرت گرایان در برابر خدا و رسولان او و هر آنچه از سوی او آمده است، در آیه ۸۴ سوره شریف آل عمران ، آشکار است.

ارزش های منبعث از فرهنگ ایثار و شهادت: منظور میزان پایبندی و گرایش به اصول و باید هایی است که از فرهنگ ایثار و شهادت ریشه می گیرد[۲۶].

و آماده کنید براى (کار زار با) ایشان هر چه را مى توانید از نیرو و از اسبان بسته شده که بترسانید با آن دشمن خدا و دشمن خود را و دیگران را از غیر ایشان که شما آنان را نمى شناسید و خدا مى شناسد، و آنچه که در راه خدا خرج کنید به شما پرداخت مى شود و به شما ظلم نخواهد شد .

این آیه به مسلمانان امر می کند که هر قدر توان دارید، ازنیروی انسانی و ادوات جنگی تدارک ببینید که در برابر مشرکان همواره مهیا باشید. دربعضی از روایات توان را تیراندازی و در بعضی دیگر دژهای مستحکم معنا کرده اند[۲۷]. در بعضی دیگر با رنگ سیاه خضاب کردن محاسن معنا کرده اند[۲۷]روشن است که روایات بیانگر بعضی از مصادیق» قوه« است که متناسب با عصر نزول آیه می باشد” بترسانید با آن دشمن خدا و دشمن خود را ” به منزله علت این دستور یعنی به منظور ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خود همیشه آماده باشید برخی از فقهاء نتیجه گرفته اند که هر چه، به آن ترساندن حاصل شود، خوب است[۱۶].

در باره گذشت نیز احادیث فراوانی از معصومین علیهماالسلام روایت شده که به بعضی از آن ها که شاخصهای ایثار را نیز در خود دارند روایت می شود؛

رسـول خـدا (ص ) فـرمود: بهترین اخلاق دنیا و آخرت را بشما خبر ندهم ؟ گذشتن از کسى است که بتوستم کرده و پیوستن با کسیکه از تو بریده و نیکى باکسیکه بتو بدى کرده و بخشیدن بکسی که ترا محروم ساخته [۲۸]
امام صادق (ع ) فرمود: سه چیز از صفات خوب دنیا و آخرتند: گذشتن از کسیکه بتو ستم کرده و پیوسته با آنکه از تو بریده و خویشتن دارى زمانیکه باتو نادانى کنند [۲۸]

عـلى بـن الحـسـیـن (ع ) فـرمـود: چـون روز قـیـامـت شـود، خداى تبارک و تعالى پیشینیان و پـسـیـنـیـان را در یـک سـرزمـیـن گـرد آورد، سـپـس یـک مـنـادى فـریـاد کـشـیـد: اهـل فـضـل کـجـایـنـد؟ جـمـاعـتـى از مـردم بـرخـیـزنـد فـرشـتـگـان ایـشـانـرا اسـتـقـبـال کـنند و گویند: فضل شما چه بوده ؟ گویند: ما به کسی که از ما می برید می پیوستیم و به آن کـه مـا را مـحـروم مـی کرد عطا می کردیم و از کسیکه بما ستم می نمود، در می گذشتیم ، سپس به آنها گویند راست گفتید داخل بهشت شوید [۲۸].

رسول خدا (ص ) فرمود: بر شما باد گذشت ، زیرا گذشت جز عزت بنده را نیفزاید، از یکدیگر بگذرید تا خدا شما را عزیز کند [۲۸].

منابع:

۱-مطهری، مرتضی(۱۳۶۰) فطرت، تهران: انتشارات صدرا

۲- دهخدا، علی اکبر ( ۱۳۵۲ ). لغتنامه دهخدا، تهران: دانشگاه تهران.

۳ – نراقی، مولی مهدی. جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی ج ۲( نسخه الکترونیک).
۴- یوسف‌زاده، محمد رضا، فلاحی، ویدا. (۱۳۸۲). برنامه‌ریزی درسی و تشکیل هویت. مجلة علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد جلد چهارم. شماره اول ص۵۷۰-۵۴۳

۵- سامانی، سیامک. فولاد چنگ، محبوبه(۱۳۸۵). روانشناسی نوجوانی. نشر ملک سلیمان

۶-Monroe, K ,R. (2004). Identity and altruism determine moral action. Science Theology News. November l.

7-Wichardt ,P, C.(2006

). A status Based motivation for behavioral altruism.http://papers.ssrn.com/sol3/papers,cfm?

8- روشه، گی (۱۳۷۰) کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانی نژاد، دانشگاه مشهد،

۹-Kogan. Aleksandr, Impett. Emily A., Oveis Christopher, Hui Bryant, Gordon. Amie M and Keltner. Dacher(2010) When Giving Feels Good: The Intrinsic Benefits of Sacrifice in Romantic Relationships for the Communally Motivated, Psychological Science21(12) 1918۱۹۲۴

۱۰- مطهری ،مرتضی(۱۳۶۶) حماسه حسینی ، تهران انتشارات صدرا.

۱۱- جرجانی.علی بن محمد(۱۳۷۴) التعریفات، ترجمه موریس گلوتن، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.

۱۲- چلبی ، مسعود( ۱۳۷۶ )، تعهد کار، نامه پژوهش، سال دوم، شمار ه ۵ فصلنامه تحقیقات فرهنگی، ویژه فرهنگ و اخلاق کار.

۱۳- هجویری، علی بن عثمان(۱۳۸۳) ، کشف المحجوب، تصحیح: محمود عابدی، تهران، سروش، ، ص ۲۸۷

۱۴-شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۱۲۳‌ـ‌۱۳۱؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص‌۵۳۵‌؛ التفسیرالکبیر، ج۵‌، ص۲۲۳‌ـ‌۲۲۴٫ نقل از٫دائره المعارف قرآن کریم(جلد ۵). ناشر قم، بوستان کتاب (۱۳۸۵)

۱۵- زمخشری. محمدبن عمرو. المفصل فی النحو، ترجمه رضا هاشمی مهنه ج‌۴، ص‌۲۹۴(نسخه الکترونیکی)

۱۶- طبرسی، ابوعلی. مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۵‌، ص‌۱۲۴٫

۱۷- الکشاف، ج‌۴، ص‌۶۷۰‌؛ التفسیر الکبیر، ج‌۳۰، ص‌۲۴۳‌ـ‌۲۴۴؛ روح‌المعانى، مج‌۱۶، ج‌۲۹، ص‌۲۶۹‌ـ‌۲۷۰٫ نقل از؛ دائره المعارف قرآن کریم(جلد ۵) (۱۳۸۵). ناشر قم، بوستان کتاب

۱۸- هاشمی رفسنجانی. اکبر(۱۳۸۲) ، تفسیر راهنما، تهران، انتشارات بوستان سازمان تبلیغات اسلامی ج.۱۸

۱۹- مجلسی.محمد تقی ، بحارالانوار ، ج۶۷، ص .۳۵۱

۲۰- مفردات راغب، ماده قوم- صحاح اللغه، ج۵، ص.۲۰۱۷

۲۱- خاقانی آور، راضیه(۱۳۸۹) مجموعه مقالات همایش ملی فرهنگ ایثار و شهادت/ دانشگاه زنجان
۲۲- خدایاری فرد، محمد، غباری بناب، باقر ، شکوهی یکتا، محسن ، فقیهی، علی نقی ، آذربایجانی،

مسعود،(۱۳۸۸) آماده سازی مقیاس دینداری و ارزیابی سطوح دینداری، گزارش پروژه تحقیقی، موسسه روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

۲۳- تمیمی آمدی. عبدالواحد. غررالحکم، ترجمه هاشم رسولی محلاتی ص ۳۷۶ و . ۴۹۵

۲۴- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، دارالعلم(۳۸۷).

۲۵- بشیری،ابوالقاسم، ۱۳۸۸، تبیین روان شناختی الگوی انسان کامل، روان شناسی و دین، سال دوم شماره چهارم، ص ۵ تا ۴۰

۲۶- شریفی، رضا( ۱۳۸۲ ) بررسی و شناسایی موانع رشد و توسعه ارزشهای منبعث از فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه و ارائه راههای مقابله اصولی با آنها، معاونت پژوهش و تبلیغات بنیاد شهید انقلاب اسلامی، اداره کل مطالعات وتحقیقات

۲۷- قرشی، سیدعلی اکبر (۱۳۷۱) قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه ، چاپ چهارم، ش، ج ۱، ص۴۹


[۱]Egoism

[2] لَن تَنَالُوا الْبِرَّ‌ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّـهَ بِهِ عَلِیمٌ (آل عمران ۹۲)

[۳] Marcia

[4] Monroe

[5] Wichardt